کودک ِ درون ِ من!
نامه برای کودکی که زاده می شود!
نویسنده: هانیز - پنجشنبه سوم تیر ۱۳۹۵
من از آن آدم های یک هویی ام!یک هو می آیم...یک هو بلند بلند می خندم..یک هو
نگرانی حس خیلی خوب ِ دو طرفه ای استیعنی می خواهم بگویم بعضی چیزها یا بعضی حس ها خوب هستند اما دو طرفه نیستند مثلا عشق خوب است زیبا است اما همیشه دو طرفه نیست گاهی وقت ها یک عشق زیبا وقتی یک طرفه باشد آدم را بیچاره ترین می کنداما نگرانی یک حس کوفتی
محياجانم
تقريبا سه ماهه كه زودتر از چهار صبح نمي خوابي و من دو روز تو هفته هشت كلاس دارم
هم كمبود خواب دارم هم افزايش استرس
امشب وقتي براي روز چهارم بهت شربت خواب اور دادم و نخوابيدي و بعد ديدم توي تختت اب ريختي سرت داد زدم و كفتم هيس! صدا نباشه!
ب
موضوع:عشق قدیمی
گاهی درب اتومبیل را برایم باز کنید عالیجناب
گاهی دوباره مثل آن وقت ها با ذوق بستنی خوردنم را با لذت تماشا کنید.
برای سر صحبت را بازکردن,تلاش کنید.... هرچند بیهوده..../
چرا دیگر برایم لاله ی زرد نمی خرید و نمی گوئید خواستم اولین هدی
اگر روزی این پست رو خوندی بدون کاملا واقعیه!
تو این چنین جملاتی رو در روز توی سه سالگیت به کار می بری:
به سمت بیکران و فراتر از آن!
مادر و پدرش کجا هستن؟!
من نگرانم!
من عصبانی هستم
دخترای بد کار زشت می کنن
++++
یک بار خونه مامان بزرگ (مامان ِ مامان
دختر جانم،
من اصلا با اين جمله ي كليشه ايي كه مي گويند من هم مادرم هم دوست موافق نيستم
چه طور ممكن است؟
! دوست را مي شود هرجايي پيدا كرد در مدرسه،دانشگاه،باشگاه ورزشي،آرايشگاه يا حتي در يك كوپه ي قطار
.... اما مادرها هميشه در خانه پيدا مي شوند....